جدیدترین‌ها

خوش آمدید

با ثبت نام ، شما می توانید با سایر اعضای انجمن ما در مورد بحث کنید و همچنین تبادل نظر داشته‌باشید.

اکنون ثبت‌نام کنید!
  • هر گونه تشویق و ترغیب اعضا به متشنج کردن انجمن و اطلاع ندادن، بدون تذکر = حذف نام کاربری
  • از کاربران خواستاریم زین پس، از فرستادن هر گونه فایل با حجم بیش از 10MB خودداری کرده و در صورتی که فایل‌هایی بیش از این حجم را قبلا ارسال کرده‌اند حذف کنند.

ادبیات نوشتاری سنجد و بلوطِ گمشده

اطلاعات موضوع

درباره موضوع به تاریخ, موضوعی در دسته ادبیات نوشتاری و صوتی کودکان توسط Nirvana با نام سنجد و بلوطِ گمشده ایجاد شده است. این موضوع تا کنون 29 بازدید, 4 پاسخ و 2 بار واکنش داشته است
نام دسته ادبیات نوشتاری و صوتی کودکان
نام موضوع سنجد و بلوطِ گمشده
نویسنده موضوع Nirvana
تاریخ شروع
پاسخ‌ها
بازدیدها
اولین پسند نوشته
آخرین ارسال توسط Nirvana
موضوع نویسنده

Nirvana

سطح
0
 
کاربر رمان‌بوک
کاربر رمان‌بوک
Jan
55
442
مدال‌ها
2
روزی روزگاری، در دل جنگلی سبز و پر درخت، سنجابی کوچولو به نام سنجد زندگی می‌کرد. سنجد عاشق جمع کردن بلوط بود. او هر روز صبح با خوشحالی از خانه‌اش بیرون می‌پرید، از شاخه‌ای به شاخه‌ی دیگر می‌رفت و بلوط‌ها را در کیف کوچکش می‌گذاشت.

اما یک روز، وقتی خواست کیفش را باز کند، دید… هیچ بلوطی درونش نیست!
 
موضوع نویسنده

Nirvana

سطح
0
 
کاربر رمان‌بوک
کاربر رمان‌بوک
Jan
55
442
مدال‌ها
2

سنجد با تعجب گفت:

«اوه نه! همه‌ی بلوط‌هام کو؟!»

او شروع کرد به گشتن.

رفت پیش جغد دانا و پرسید:

«آقای جغد، بلوط‌هام رو ندیدی؟»

جغد لبخندی زد و گفت:

«شاید یادته کجا گذاشتی‌شون، فقط باید آروم باشی و با فکر بگردی.»
 
موضوع نویسنده

Nirvana

سطح
0
 
کاربر رمان‌بوک
کاربر رمان‌بوک
Jan
55
442
مدال‌ها
2
سنجد به یاد آورد که دیروز کنار رودخانه بازی می‌کرد. وقتی برگشت آنجا، دید ردّ پای کوچکی روی خاک است. ردها را دنبال کرد تا رسید به لونه‌ی خرگوش کوچولویی به نام پاپی.

پاپی با شرمندگی گفت:

«ببخش سنجد! فکر کردم اون بلوط‌ها بدون صاحب‌اند. می‌خواستم فقط یکی‌شون رو امتحان کنم.»
 
موضوع نویسنده

Nirvana

سطح
0
 
کاربر رمان‌بوک
کاربر رمان‌بوک
Jan
55
442
مدال‌ها
2
سنجد خندید و گفت:

«اشکالی نداره، پاپی! ولی می‌تونیم با هم تقسیمشون کنیم.»

از آن روز به بعد، سنجد و پاپی دوست‌های جدا نشدنی شدند و هر روز با هم دنبال بلوط‌های تازه می‌گشتند.
 
بالا پایین