جدیدترین‌ها

خوش آمدید

با ثبت نام ، شما می توانید با سایر اعضای انجمن ما در مورد بحث کنید و همچنین تبادل نظر داشته‌باشید.

اکنون ثبت‌نام کنید!
  • هر گونه تشویق و ترغیب اعضا به متشنج کردن انجمن و اطلاع ندادن، بدون تذکر = حذف نام کاربری
  • از کاربران خواستاریم زین پس، از فرستادن هر گونه فایل با حجم بیش از 10MB خودداری کرده و در صورتی که فایل‌هایی بیش از این حجم را قبلا ارسال کرده‌اند حذف کنند.

اشعار درحال تایپ {طیف جاویدان} اثر ▪︎ممد صنوبر کاربر انجمن رمان بوک▪︎

اطلاعات موضوع

درباره موضوع به تاریخ, موضوعی در دسته اشعار و دکلمه کاربران توسط ممد صنوبر با نام {طیف جاویدان} اثر ▪︎ممد صنوبر کاربر انجمن رمان بوک▪︎ ایجاد شده است. این موضوع تا کنون 1,208 بازدید, 25 پاسخ و 18 بار واکنش داشته است
نام دسته اشعار و دکلمه کاربران
نام موضوع {طیف جاویدان} اثر ▪︎ممد صنوبر کاربر انجمن رمان بوک▪︎
نویسنده موضوع ممد صنوبر
تاریخ شروع
پاسخ‌ها
بازدیدها
اولین پسند نوشته
آخرین ارسال توسط ؛DeadRose
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
موضوع نویسنده

ممد صنوبر

سطح
0
 
کاربر ویژه انجمن
کاربر ویژه انجمن
Sep
5,799
27,079
مدال‌ها
2
تویی :

تویی پروانه ی عاشق منم آن جام مستانه

بکوش امشب خبر باشد که یارم شوق دیدار

به یکباره همه عمرم بشیند سوی میخانه

مرا مستی ز جان تو است بگوید ذوق پندار

همان عالم ز وصف تو که ماه من چو دردانه

به نورش آن بتاباند همه یک دل ز بیدار

چو باران را به نام عشق ببارد ملک دیوانه

همه مجنون همه غافل بیانش حال هوشیار

چه ترسی را به از پاکی بکردش رقص پروانه

زدش آن بال بی باکی پی معشوق و مهیار
 
موضوع نویسنده

ممد صنوبر

سطح
0
 
کاربر ویژه انجمن
کاربر ویژه انجمن
Sep
5,799
27,079
مدال‌ها
2
آتش دوزخ :

ترس آن آتش دوزخ چه کند بر سر ما نیست

همه کن یاد کرم را که شود راغ و ضیاعی

بی تو شب محرم دل کو نفسش بوی صفا نیست

ببرد ماتم دل را که همان شور شرابی

نکته ای بر سر جمله که نگینی به جفا نیست

که چه صوت و که چه خوانش همه از لطف تو ساقی

من عاشق همه عمرم چه بشینم که به جا نیست

در او سجده حقی است که مرا تشنه ی آبی

لطف او جان مسرت که شبی را به خطا نیست

گر تو را سوی محبت بنویسد به وفایی
 
موضوع نویسنده

ممد صنوبر

سطح
0
 
کاربر ویژه انجمن
کاربر ویژه انجمن
Sep
5,799
27,079
مدال‌ها
2
در خویش :

آن که گفتش به فراقی که نسیم بوی تو آورد

چون نگوید که نیاز است ز همان یاور سجده

دل او شاد و شکوری همه را جوی تو آورد

هم زند ساز و چو چنگی که مرا بر در سجده

کان از این نعمت راغی که جهان روی تو آورد

بلکه در راز خدایی چه همین باور سجده

در خویش باز گشودی که مرا سوی تو آورد

حرف آن بغض و چو ناله بزند بر سر سجده

من نگویم که از آن پس چو فلک خوی تو آورد

زان ملک بر تو خموشی که مرا عابر سجده
 
موضوع نویسنده

ممد صنوبر

سطح
0
 
کاربر ویژه انجمن
کاربر ویژه انجمن
Sep
5,799
27,079
مدال‌ها
2
آن

آن عشق که در دامن ما بود حرام بود

آن چیست که در دولت یار باز حلال است

آن جان که در جور و جفا بود حرام بود

آن کیست که در مستی تو راز حلال است

آن راه که در پیچ خدا بود حرام بود

آن نیست که در هستی دل ناز حلال است

آن جام که در دست خطا بود حرام بود

آن زیست که در رنگ سیه تاز حلال است

آن شوق که در شور خفا بود حرام بود

آن لیست که در وحشت این ماز حلال است
 
موضوع نویسنده

ممد صنوبر

سطح
0
 
کاربر ویژه انجمن
کاربر ویژه انجمن
Sep
5,799
27,079
مدال‌ها
2
جزء تو :

نغمه ها فریاد می زد جزء تو باز یاری نبود

گر پسندی توبه را آن عیب محکوم من است

هر صفی از این جهان یکبار هوشیاری نبود

سجده کردم بر گنه گویی که معقوم من است

از صدایی وانهان گر چه تو را والی نبود

بر شیاطین جهان آن پست مزموم من است

با نگه هر چیز را گفتم ولی حالی نبود

زان جمالش بیش را مدهوش تعظیم من است

هر جفایی غفلتی است دانسته ام باکی نبود

هر جوابی پرسشی از یار مخدوم من است
 
آخرین ویرایش:

؛DeadRose

سطح
0
 
عضو تعیین سطح ادبیات
عضو تیم تعیین سطح ادبیات
Apr
115
1,889
مدال‌ها
2
«شاعر عزیز تایپ این اثر را موکول کرده است»
تاپیک تا اطلاع ثانوی بسته خواهد شد.


_کادر مدیریت بخش ادبیات_
 
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
بالا پایین