- Jul
- 2,996
- 10,886
- مدالها
- 4
۴۹. هیزم تر سوزاندن
ظاهر جمله: تصور میکنیم کسی هیزمی مرطوب و غیرقابل اشتعال را میسوزاند.
معنای کنایی: تلاش بیثمر یا کاری که نتیجهای ندارد انجام دادن.
کاربرد: وقتی فرد کاری بیهوده انجام میدهد، این کنایه کاربرد دارد.
زیبایی ادبی: تضاد بین هیزم تر و آتش، حس بیفایده بودن تلاش را ملموس منتقل میکند.
مثال: سعی کرد نظر رئیس را تغییر دهد، اما مثل هیزم تر سوزاندن بود.
ظاهر جمله: تصور میکنیم کسی هیزمی مرطوب و غیرقابل اشتعال را میسوزاند.
معنای کنایی: تلاش بیثمر یا کاری که نتیجهای ندارد انجام دادن.
کاربرد: وقتی فرد کاری بیهوده انجام میدهد، این کنایه کاربرد دارد.
زیبایی ادبی: تضاد بین هیزم تر و آتش، حس بیفایده بودن تلاش را ملموس منتقل میکند.
مثال: سعی کرد نظر رئیس را تغییر دهد، اما مثل هیزم تر سوزاندن بود.