سپید
سطح
1
مدیر تالار ویرایش
پرسنل مدیریت
مدیر انجمن
ناظر کتاب
طراح آزمایشی
ویراستار تیم روزنامه
فعال انجمن
- Jun
- 203
- 1,402
- مدالها
- 4
به نام هستیبخش
نام رمان: مُبرِم
نویسنده: سپیده.ن
ژانر: معمایی، عاشقانه، جنایی
عضو گپ نظارت (8) S.O.W
خلاصه: فکر نمیکردم یه عکس، اینجوری بتونه همهچیز رو ازم بگیره.
نه صدایی بود و نه نشونهای... فقط، همون لحظه که دیدمش، فهمیدم دیگه راه برگشتی در کار نیست. از اون روز، یه چیزی توی من مرد و حالا دارم یه جواب میگردم؛ که شاید بهتر بود هیچوقت پیداش نکنم.
مقدمه:
یک عمر او را در خیالاتم، بهتر از هرکس دیگری میدانستم، هرکسی که در زندگیام بود. یقین میدانستم که اگر بود، ناجیام در برابر هر ظلمی بود که در این بیست و چند سال بر من شدهبود؛ اما اشتباه میکردم، همهچیز تغییر کرد و چرخید و رویا و خیال بیچارهام، بین باقی رویاها، بازنده شد.
نام رمان: مُبرِم
نویسنده: سپیده.ن
ژانر: معمایی، عاشقانه، جنایی
عضو گپ نظارت (8) S.O.W
خلاصه: فکر نمیکردم یه عکس، اینجوری بتونه همهچیز رو ازم بگیره.
نه صدایی بود و نه نشونهای... فقط، همون لحظه که دیدمش، فهمیدم دیگه راه برگشتی در کار نیست. از اون روز، یه چیزی توی من مرد و حالا دارم یه جواب میگردم؛ که شاید بهتر بود هیچوقت پیداش نکنم.
مقدمه:
یک عمر او را در خیالاتم، بهتر از هرکس دیگری میدانستم، هرکسی که در زندگیام بود. یقین میدانستم که اگر بود، ناجیام در برابر هر ظلمی بود که در این بیست و چند سال بر من شدهبود؛ اما اشتباه میکردم، همهچیز تغییر کرد و چرخید و رویا و خیال بیچارهام، بین باقی رویاها، بازنده شد.
آخرین ویرایش توسط مدیر: