جدیدترین‌ها

خوش آمدید

با ثبت نام ، شما می توانید با سایر اعضای انجمن ما در مورد بحث کنید و همچنین تبادل نظر داشته‌باشید.

اکنون ثبت‌نام کنید!
  • هر گونه تشویق و ترغیب اعضا به متشنج کردن انجمن و اطلاع ندادن، بدون تذکر = حذف نام کاربری
  • از کاربران خواستاریم زین پس، از فرستادن هر گونه فایل با حجم بیش از 10MB خودداری کرده و در صورتی که فایل‌هایی بیش از این حجم را قبلا ارسال کرده‌اند حذف کنند.
  • بانوان انجمن رمان بوک قادر به شرکت در گروه گسترده نقد رمان بوک در تلگرام هستند. در صورت عضویت و حضور فعال در نمایه معاونت @MHP اعلام کرده تا امتیازی که در نظر گرفته شده اعمال شود. https://t.me/iromanbook

مهم نمونه متن ادبی

اطلاعات موضوع

درباره موضوع به تاریخ, موضوعی در دسته آموزشات و تمرین گویندگی توسط HAN با نام نمونه متن ادبی ایجاد شده است. این موضوع تا کنون 6,198 بازدید, 305 پاسخ و 16 بار واکنش داشته است
نام دسته آموزشات و تمرین گویندگی
نام موضوع نمونه متن ادبی
نویسنده موضوع HAN
تاریخ شروع
پاسخ‌ها
بازدیدها
اولین پسند نوشته
آخرین ارسال توسط SHAHDOKHT

ASHOB

سطح
5
 
˶⁠کاربر ویژه انجمن˶⁠
کاربر ویژه انجمن
May
2,069
6,791
مدال‌ها
6
پریشان کرده ام او را به بوی مسـ*ـت گیسویی
به خال ترک شیرازی به کیش و مهر دلجویی

سمرقند و بخارا را به یغما می بری خواجو
خراسان را کجا باشد نشان خال هندویی؟

سیه کردم که چشمانم به سرمه تازه تر باشد
به مشک نافه ی آهو کشیدم خط ابرویی

فریب باده ی رندان به شهر آشوب این بازار
رقیبان مرا دیدی دگر حالم نمی جویی؟

بزن زخمی به مضراب نوای چنگ و آوایم
که بعد از مرگ سهرابم برایم نوش دارویی

به خال چندن هندو مسلمانی چرا باید
همان شاه جهانی که طلسم حرز و جادویی

همه شیرینی شهدم به شکرشکن زلفت
به کوچه باغ نیشابور ندیدم باغ آلویی

اسمرشجاعان خراسانی
 

ASHOB

سطح
5
 
˶⁠کاربر ویژه انجمن˶⁠
کاربر ویژه انجمن
May
2,069
6,791
مدال‌ها
6
گـرگ دندان تـیـز شـوقـم ، خـّد دلـبـر قـاپ زد
اندکی ، واضـح بگـویـم ؛ بـوس خیـسی ، تـاپ زد

در عـوض ، انـگار ، نا خـرسـند بود ؛ و برجهـیـد
فیلم و زینگش قلـوه ای ، برلـپ چـپسو چـاپ زد.

من ، ندانستم ؛ چه شد ؟ اما ، خودش فهمیـده بود
قهـرمانش رتـبـه ، اول شـد ؛ رکوردش کاپ ، زد

صـورتـی ،از لـب ، لـبـو ،آل لاله، گل ا نـداختـه
قـرمــز آن ، بـر دهــان گـونــه هـای پـاپ ،زد

از غــزالـم ،این پـلنـگیـدن ، نمی شـد ؛ بـاورم
لیـکن ،از چـاپـیـدنم ، بااین و آن ، هی ، لاپ زد

یک نفر ؛ نا لوطی ، شـوخی ، نگاهم کرد ؛ و گفت :
آگهی، اینجــا ، مبـلـّغ ، انـگ فـوتـو شــاپ زد

پس بیـا ! کافی نتی ،با هم ، شـریکی ، میزنیم .
می شـود ؛ با یک مودم ، کامنت ده لـپ تـاپ زد

گفتم : این معنـا ، نمی دانم ؛ کمی،روشـن ،بـنـال
بینی ام بگرفته ؛ کـف گرگی ، توُ کلّه م ، تـاپ زد

دست رژمالیـن چـو ، مش می زد؛ به مویش ، لاخ لاخ
گفت : باید ؛ زین غنیمت ، چهـره ای ، میـکاپ زد

قـر ، گرفـتــار کمـر فرمـو د ؛ دیـدم ، نا گهان
گـوشـی اش ،یـک زنـگ رنـگ تـاپ پـاپ ، آپ ، زد

#محمد_حسن_صباغ_کلات
 

ASHOB

سطح
5
 
˶⁠کاربر ویژه انجمن˶⁠
کاربر ویژه انجمن
May
2,069
6,791
مدال‌ها
6
وقتی کلام از شب هستی طلوع کرد
خورشید با «سلام عزیزم...» شروع کرد

ما آشنای هم به سلامی بهاره‌ایم
امروز هم «سلام! تو خوبـ....» دوباره‌ایم

من دیده بودمت دو سه میلیارد سال پیش
تو ماهی و منم که گیاهی به شهر خویش...

آن شاه‌ماهیی که به دریای نور بود
از خاکِ شهرِ عشق غریبانه دور بود،

آمد شبی ز آب، که از آب خسته‌ام
دل در نگاه سبزِ گیاهی ببسته‌ام...

در سال‌های بعد، در یک شب که ماه بود
بین تو و گیاه تو موجِ نگاه بود

چشمم سلام گفت و دو چشمک، علیکِ تو
من زنده‌ام به خاطر این چشم‌‌پیک تو
آن لحظه نور و سور به هر بام شد شروع
با چشم تو هزاره‌ی بادام شد شروع

ما زندگی به دوره‌ی بادام می‌کنیم
با چشم تو، نگاه به ایام می‌کنیم...

دوشیزه‌‌ماهیی که به مهتاب می‌بری!
در تشنگی به بوسه که از خواب می‌پری،

تو می‌زنی به کوچه‌ی شعرم، سلام علیک
یا شعرها برای تو پرپر...؟ کدام‌ یک؟

#حسین_خسروی
 

ASHOB

سطح
5
 
˶⁠کاربر ویژه انجمن˶⁠
کاربر ویژه انجمن
May
2,069
6,791
مدال‌ها
6
چشم خوشت دوباره مرا تاب می‌دهد
تا پای چشمه برده، نمی آب می‌دهد

چندانکه در میانه‌ی آن چشمه‌زار دشت،
از تشنگی فتادم و آب از سرم گذشت

نگذاشت ساعتی بنشینم و یا رَوَم
گیرم که می‌گذاشت، چرا یا کجا روم؟

راه مرا به سوی خودم بی بهانه بست.
(راه کسی به سوی خودش را ...
چه جالب‌ست!)

جالب‌تر آنکه پیک فرستد برای من
که امشب سری به کوچه‌ی میخانه‌ها بزن!

چشمت زده است قاعده‌ی شهر را به هم
زیرا گشوده دو میخانه جنب هم!

هر دو پر از تبسم و شعر و ترانه است
جشن بلوغِ رویش نیلوفرانه است

در بادهای گرم که می‌دوخت چشم را
در هُرم آن کویر که می‌سوخت چشم را

چشم تو امتدادِ ترِ صبحگاه بود
صبحی که آب و نان و نمازش نگاه بود

در فرصتی که ثانیه‌ها ارغوانی است،
چشم تو طرز تازه‌ای از زندگانی است

#حسین_خسروی
 

ASHOB

سطح
5
 
˶⁠کاربر ویژه انجمن˶⁠
کاربر ویژه انجمن
May
2,069
6,791
مدال‌ها
6
رقص آرام تو در عطر خوش شب‌بوها
«مثل جریان عسل در بدن کندوها»

می‌پری رقص‌کنان، یک دو قدم آن سوتر
مثل آهوبره‌ها، یک دو قدم از جوها

موجِ گیسوی سیاه و بدنِ همچون برف...
شیوه‌ی رقص تو؛ ترکیبِ «‌پرستو-قو»‌ها

تو نگاهت به تن نازت و دل با ک.س نیست
من دلم با تو و چشمم به سرِ گیسوها

گاه می‌تابی و می‌آیی از این سو که منم
گاه می‌تابی و هی چرخ‌زنان زان سوها

می‌پرد پلک من از دیدنِ موج دامن
می‌پرد دامن تو دور و برِ زانوها

روی سی*ن*ه‌ی تو دو تا پَر... نه؛ دو تا پرنازند
می‌دوم سوی تو تا بوسه...، ولی تیهوها،
می‌پرند و منِ بی‌تاب نگاهم حیران
به جواب «نه» که می‌آید از آن ابروها.

#حسین_خسروی
 

ASHOB

سطح
5
 
˶⁠کاربر ویژه انجمن˶⁠
کاربر ویژه انجمن
May
2,069
6,791
مدال‌ها
6
تو را من دوست میدارم تو هدیه از خداوندی
تو را من دوست میدارم، تو دلداری تو دلبندی

تویی یارم، تو دلـدارم ، تویی جانم تو جانانم
که آسان بُـرده ای دل را، تو نازی و شکر قندی

تو با چشمـان شهـلایـت، برایم چون خدایانی
تو را من مـی پرستـم ، دلـبری جانا به لبخندی

نگاهت کرده شاعر را، غزل گو بر دو چشمانت
بنـازم دسـت استـادت ، ملـیـحـی بـا هنرمندی

رهـا کـن مـوی مشکین، از طلوع روی مهتابت
تـو دل بُـردی از این شـاعـر، بنازم بی همانندی

چنان دل داده‌ای بر من چنان میخواهمت یارا
بمانـی تا قیامـت در دلـم، همچون که در بندی

کریم زاده
 

ASHOB

سطح
5
 
˶⁠کاربر ویژه انجمن˶⁠
کاربر ویژه انجمن
May
2,069
6,791
مدال‌ها
6
« نیایش »

الهی دلی ده که عاشق شوم
نشانی به دل تا شقایق شوم

سری ده که گر سر شود شرط عشق
نبازم من آن شرط ولایق شوم

چنان مسـ*ـت خود کن که بی چشم وگوش
توانا به درک حقایق شوم

قراردل بی قرارم تو باش
که عاشق ترین خلایق شوم

بنوشان مرا جامی از معرفت
که بر هرچه غیر از تو فایق شوم .

اسد زارعی
 

ASHOB

سطح
5
 
˶⁠کاربر ویژه انجمن˶⁠
کاربر ویژه انجمن
May
2,069
6,791
مدال‌ها
6
من هنوز امیدوارم
که به اندازه یک لحظه بهار
بتابد آفتاب
سوی
دلهای زمستان زده ی مردم شهر
و جریان یابد
خونی گرم
در رگها
و همین هم کافیست
تا که رونق گیرد ، مهر
شکوفه بزند صد لبخند
برقصد دخترکی با شادی
و معطر بشود
تن هر انسانی از آغوش
من هنوز امیدوارم ........

#بیژن_سقائیان
 

ASHOB

سطح
5
 
˶⁠کاربر ویژه انجمن˶⁠
کاربر ویژه انجمن
May
2,069
6,791
مدال‌ها
6
تا نگاهش می کنی آهوی رامش می شوی
تشنه ی جام لب و محو کلامش می شوی

با شراب کهنه ی چشم و نگاه دلکشش
عاشقی سرگشته و مسـ*ـت مدامش می شوی

می روی در معبــر سبز و مسیر قلب او
صید صیاد دل و در بند دامش می شوی

با سلامی ،با نگاهی، با کمی سحر بیان
سیب دل می چیند و خام سلامش می شوی

با شراب و باده ای از جام صهبای لبش
مسـ*ـت و لبریز از می و ناگه غلامش می شوی

کودک شیطان چشمش تا دهن وا می کند
طاقتت بی تاب تر ، جذب پیامش می شوی

کوزه ی لب را به شهد عشق شیرین می کنی
چون انار شام یلدایی به کامش می شوی
یاد حس یک هوای تازه در کُهسار عشق
می نوازد تار دل یک باره خامَش می شوی

عشق پرواز کبوتر در مسیر چشم اوست
درحریم وصحن دل غرق مقامش می شوی

#مجتبی_باقی
 

ASHOB

سطح
5
 
˶⁠کاربر ویژه انجمن˶⁠
کاربر ویژه انجمن
May
2,069
6,791
مدال‌ها
6
از چشم دوست قامت معشوقه دیدنی ست
شور کلام وصحبت دلبر شنیدنی ست

رونق گرفته دیدن یاران به شهر دل
مهر وصفا وغمزه خوبان خریدنی ست

شهد کلام و سیب لبان و بیان مهر
درچشمه سارمهرخدایی چشیدنی ست

آدینه ها که غصه به دلها فزون شود
گنجشک دل به کنج قفسها پریدنی ست

دربیت بیت شعر وغزل نام و یاد او
هر دم غزال شهر تغزل رمیدنی ست

یک روز می رسد که زمین زنده می شود
خورشید عشق وعاطفه روزی دمیدنی ست

آباد،خانه ای که درآن شوق وصل اوست
عطر و شمیم نرگس مستان وزیدنی ست

#مجتبی_باقی
 
بالا پایین