جدیدترین‌ها

خوش آمدید

با ثبت نام ، شما می توانید با سایر اعضای انجمن ما در مورد بحث کنید و همچنین تبادل نظر داشته‌باشید.

اکنون ثبت‌نام کنید!
  • هر گونه تشویق و ترغیب اعضا به متشنج کردن انجمن و اطلاع ندادن، بدون تذکر = حذف نام کاربری
  • از کاربران خواستاریم زین پس، از فرستادن هر گونه فایل با حجم بیش از 10MB خودداری کرده و در صورتی که فایل‌هایی بیش از این حجم را قبلا ارسال کرده‌اند حذف کنند.
  • بانوان انجمن رمان بوک قادر به شرکت در گروه گسترده نقد رمان بوک در تلگرام هستند. در صورت عضویت و حضور فعال در نمایه معاونت @MHP اعلام کرده تا امتیازی که در نظر گرفته شده اعمال شود. https://t.me/iromanbook

مهم نمونه متن ادبی

اطلاعات موضوع

درباره موضوع به تاریخ, موضوعی در دسته آموزشات و تمرین گویندگی توسط HAN با نام نمونه متن ادبی ایجاد شده است. این موضوع تا کنون 6,198 بازدید, 305 پاسخ و 16 بار واکنش داشته است
نام دسته آموزشات و تمرین گویندگی
نام موضوع نمونه متن ادبی
نویسنده موضوع HAN
تاریخ شروع
پاسخ‌ها
بازدیدها
اولین پسند نوشته
آخرین ارسال توسط SHAHDOKHT

ASHOB

سطح
5
 
˶⁠کاربر ویژه انجمن˶⁠
کاربر ویژه انجمن
May
2,069
6,791
مدال‌ها
6
تو نه مهتاب و نه خورشیدی و نه دریایی
تو همان ناب ترین جاذبه‌ی دنیایی

مثل اشعار اهورایی باران پاکی
و به اندازه‌ی لبخند خدا زیبایی

خواستم وصف تو گویم همه در یک رویا
چه بگویم که تو زیبا تر از آن رویایی

مثل یک حادثه‌ی عشق پر از ابهامی
و گرفتار هزاران اگر و امایی

ای تو آن ناب ترین رایحه‌ی شعر بهار
تو مگر جام شرابی که چنین گیرایی؟

من به اندازه‌ی زیبایی تو تنهایم
تو به اندازه‌ی تنهایی من زیبایی...

#نادر_صهبا🌱
 

ASHOB

سطح
5
 
˶⁠کاربر ویژه انجمن˶⁠
کاربر ویژه انجمن
May
2,069
6,791
مدال‌ها
6
با آن‌که بی‌دلیل رها می‌کنی مرا
آنقدر عاشقم که نمی‌پرسمت چرا؟

در پیچ‌وتاب عشق، به معنای هجر نیست
رودی ز رود دیگر اگر می‌شود جدا

خون می‌خوریم در غم و حرفی نمی‌زنیم
ما عاشق توایم همین است ماجرا

خوش باد روح آن‌که به ما با کنایه گفت:
گاهی به قدر صبر بلا می‌دهد خدا

حق با تو بود هرچه بکوشد نمی‌رسد
شیر نفس بریده به آهوی تیزپا

#فاضل_نظری🌱
 

ASHOB

سطح
5
 
˶⁠کاربر ویژه انجمن˶⁠
کاربر ویژه انجمن
May
2,069
6,791
مدال‌ها
6
به خداحافظی تلخ تو سوگند نشد
که تو رفتی و دلم ثانیه‌ای بند نشد

لب تو میوه ممنوع ولی لب‌هایم
هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد

با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر
هیچ ک.س، هیچ ک.س اینجا به تو مانند نشد

هر کسی در دل من جای خودش را دارد
جانشین تو در این سی*ن*ه خداوند نشد

خواستند از تو بگویند شبی شاعرها
عاقبت با قلم شرم نوشتند: نشد...

#فاضل_نظری🌱
 

ASHOB

سطح
5
 
˶⁠کاربر ویژه انجمن˶⁠
کاربر ویژه انجمن
May
2,069
6,791
مدال‌ها
6
ابری‌ام چندان که باران هم سبک‌بارم نکرد
غرق در خواب تو بودم، مرگ بیدارم نکرد

می‌توان در خاک هم دل‌بسته افلاک بود
سرو آزادم، تعلق‌ها گرفتارم نکرد

ناله‌هایم بر دلِ سنگ تو تأثیری نداشت
آنقَدَر مغرور بود این کوه، تکرارم نکرد

هم‌نفس با نارفیقان، هم‌قدم با دشمنان
هرچه آزارم رساندی از تو بیزارم نکرد

عطر گیسوی تو با آوازه شعرم شبی
هفت شهر عشق را پیمود و عطارم نکرد

#علی_مقیمی🌱
 

ASHOB

سطح
5
 
˶⁠کاربر ویژه انجمن˶⁠
کاربر ویژه انجمن
May
2,069
6,791
مدال‌ها
6
سمت او رفت نگاهت، دل من ریخت بِهم
فکرم از اینکه زنم، ریخت بهم

حلقه‌ی دست تو دور بدنش، خنده‌ی او...
حرف من نیست فقط، شهر تنم ریخت بهم!

بعد تو بنده‌ی چاییُ تبُ سیگار..؟ نه!
نازنینم همه‌ی زندگی‌ام ریخت بهم...

چشم‌هایم خبر از رنج درونم دارند؛
بعد تو حالت غمگین شدنم ریخت بهم...

#فرناز_حسینی🌱
 

ASHOB

سطح
5
 
˶⁠کاربر ویژه انجمن˶⁠
کاربر ویژه انجمن
May
2,069
6,791
مدال‌ها
6
تو رهایی
تو عزیزی
تو نماینده عشقی
سراسر رنگ و سروری
بال و پرت را بگشا
تو شایسته پروازی

تو نگارنده نقش سورنایی
تو نقطه شروع ماجرایی
تو گل شادی بخش بهاری
پرواز کن بر فراز ابر تیره
تو از دیار آسمانی
تو پری داری
با جنس مرغوب جسارت
فتح آسمان کار توست
آنجا سرای اقتدار توست
خانواده ات نشان افتخار توست

ما راهی آسمانیم
گره خورده دستانمان به هم
همدلی ریشه دوانده در خانه مان
ما متحد شدیم
به صمیمیت معنای تازه ببخشیم
پا نهاده ایم در مسیر پر شور زندگی
و فریاد می زنیم
سرلوحه کار ما ایمان است.

#بهنام_بادپروا
 

ASHOB

سطح
5
 
˶⁠کاربر ویژه انجمن˶⁠
کاربر ویژه انجمن
May
2,069
6,791
مدال‌ها
6
بـرو ای تُـرک ، کـه تَـرک تــو ستمگر کردم
حیف از آن‌عمر که در پای تو من سرکردم

عهـد و پیمـان تـو بـا مـا و ، وفـا با دگران
ساده دل من، کـه قسم هـای تو باور کردم

بـه خدا کـافـر اگـر بـود، به رحم آمده بود
زآن همـه نالـه، که من پیش تو کافر کردم

تـو شدی همسر اغیار و، مـن از یار و دیار
گـشتـم آواره و ، تـرک سـر و همسـر کردم

زیـر سـر بـالـش دیباست، تو را کی دانی؟
کـه مـن از خـار و خـسِ بادیه بستر کردم

در و دیـوار ، بـه حـال دل من زار گریست
هـر کجـا، نـالـه ی نـاکـامـی خود سر کردم

در غمـت، داغ پـدر دیـدم و چون در یتیم
اشــک ریــزان هــوسِ ، دامــن مـادر کردم

اشک از آویزه‌ی گـوش تو حکایت می‌کرد
پند از این گـوش، پذیرفتم از آن در کردم

بعد از این گوش فلک، نشنود افغان کسی
که من این گوش ز فریاد و فغان کر کردم

ای بسا شب به امیدی که زنی حلقه به در
چشم را حلقـه صفـت، دوخته بر در کردم

جای مِی خونِ جگر ریخت به‌کامم ساقی
گـر هوای طـرب و ، ساقـی و ساغـر کردم

شهـریارا ! بـه جفـا کـرد چـو خـاکـم پامال
آن‌که من خاک رهش را به سر افسر کردم

شهریار
 

ASHOB

سطح
5
 
˶⁠کاربر ویژه انجمن˶⁠
کاربر ویژه انجمن
May
2,069
6,791
مدال‌ها
6
قلم این بار هم از مستی جانان بنویس
مسـ*ـت و مستور شو و از دل یاران بنویس

از زمانی که قلم نبض زند بااحساس
دمی از دلشدگان, از نم باران بنویس

بسرا ازغم وهردم بنگار از قلبم
شکنی گر ننویسی , تب الان بنویس

تو به خون دل خود جار بزن عشقم را
شعله ای در پی پروانه رقصان بنویس

شعر را در پی دلدادگی از دست نده
تو بیا عشق مرا از ته ایمان بنویس

بعد از این ساده بکش خنده لب‌هایم را
از محبت و صفا قصه الوان بنویس


#معصومه_حیدرپور
 

ASHOB

سطح
5
 
˶⁠کاربر ویژه انجمن˶⁠
کاربر ویژه انجمن
May
2,069
6,791
مدال‌ها
6
تا که ارتش دارِ عشقی، بر صفِ جان می زنی
سیلِ سربازانِ لیلی رخ، به سامان می زنی

ماجرای آشکارِ لطف ات از، ادراک کاست
نامِ مجنونی به پنهان، بر عقل مندان می زنی

ای که در شهر شما، اندیشه ورزیدن خطاست
درکِ حسن ات را چرا، محمل به قرآن می زنی

تا شود تک کوهِ الماسی دلم در مسگری
در تبِ دیدارتان، افغان به ایران می زنی

تا نگاری برگزینم، جایِ تو در کامِ دل
بی وصالش حکمِ خون، بر چشمِ گریان می زنی

چون ببینم حسنِ مشروحِ تو، در آیینه ای!
بشکنی دل را، تو چون مشتی به دندان می زنی

شهری از آیینه ها، تا رهگذر ما در میان
بر شبِ تاریکمان، نوری فروزان می زنی
این منیبی1 را که خواهی، بی حضورِ مهر نیست
بی "وحیدی*" تا مرا، آتش به دامان می زنی

هر سیه رویی زما، از آتشِ رخسارِ تو ست
نورِ سرخِ رویِ خود، بر سنگِ نِسیان می زنی

هر سیه رویی زما، از آتشِ رخسارِ تو ست
نورِ سرخِ رویِ خود، بر سنگِ نِسیان می زنی

#وحیدی_شیرازی
ترک عاشق کش من مسـ*ـت برون رفت امروز - تا دگر خون که از دیده روان خواهد بود"
 

ASHOB

سطح
5
 
˶⁠کاربر ویژه انجمن˶⁠
کاربر ویژه انجمن
May
2,069
6,791
مدال‌ها
6
آمد آن جانم به قربانش، ولی بی نا چرا
کاش با او می آمدی، شرحی دهی، فردا چرا

علم داری، نمی گوید سخن، زبانش بسته است
با حضورت، فهم می شد در لحظه ای، حاشا چرا

یک قدم نزدیک تر، بردار گامی به روزی زودتر
این دریغ از چیست، آن هم در آن بلنداها چرا

او همه تصویر تو، بر بوم این چشمان ما
نیست... زیر نقاشی های تو، یکی امضا چرا

من که با دیدار او "لا" گفته ام، بر حسن غیر
عقل و جانم، دیده شد....، دیگر بگو "الّا" چرا

گفت چشم دل دادم وحیدی به تو، با فهم خوب
خود تو گفتی آیِنَه ست؟!، با صد نشانِ ما چرا

#وحیدی_شیرازی
 
بالا پایین