- Jan
- 297
- 1,281
- مدالها
- 2
9- «مابعد الطبیعه» ارسطو
ارَسطو از فیلسوفان یونان باستان بود. او یکی از مهمترین فیلسوفان متقدم به حساب میآید. او در سن هیجده سالگی به آکادمی افلاطون راه یافت و به مدت بیست سال در مکتب افلاطون کسب دانش کرد و آموزگار اسکندر مقدونی بود. تالیفات او در زمینهها و رشتههای گوناکون منجمله فیزیک، متافیزیک، شعر، زیستشناسی، منطق، علم بیان، سیاست، دولت و اخلاق بودهاند. ارسطو به همراه سقراط و افلاطون از تأثیر گذارترین و بزرگترین فیلسوفان یونان باستان بودهاست. این سه تن فلسفه غربی (آنطور که برای ما آشنا است) را بر اساس فلسفه ما قبل سقراط یونان بنیاد نمودند. ارسطو فلسفه را بهعنوان «دانش هستی» تعریف میکرد. مهم ترین اثر او «مابعد الطبیعه» است.
ارسطو خودش مابعدالطبیعه را چنین تعریف میکند:علم به موجود از آن حیث که وجود دارد؛ یعنی هدف آن، بررسی کلیترین و عامترین مسائلی است که در مورد هر چیزی میتوان مطرح نمود. مسائلی مانند: این همانی، دوام، مکان،زمان، ماده،علیت و غیره... . ارسطو اصول مفاهیم تازه ای را در مابعدالطبیعه اش پایهریزی میکند که خلاصه آنها بدین ترتیب است: او در ابتدا میان ذات هر چیزی با صفات آن یا به عبارت دیگر، میان جوهر که وجود حقیقی و مستقل و قائم به خود است، با عرض که وجود مستقل ندارد و قائم به جوهر است، فرق گذاشت. سپس اعراض را در 9 دسته طبقه بندی کرده و همراه با جوهر، مقولات ده گانه خواند. به طور کلی برجسته ترین ویژگی ارسطو این است که وی فیلسوفی «مساله اندیش» است. پس از طرح مساله از سوی خودش یا از سوی دیگران، وی از دیدگاهها و از نقطههای آغاز معین به آنها میپردازد و پاسخ میدهد یا گاه پاسخ نهایی را به جای دیگر و زمانی دیگر احاله میکند. چنانکه اشاره کردیم، درباره این کتابها و زمان بندی مطالب آنها در میان ارسطو شناسان اختلاف نظر بسیار است. اما این اختلافها را می توان طبیعی دانست. خود ارسطو نیز در جایی از همین مجموعه میگوید «اگر کسانی که تا بیشترین حد ممکن حقیقت را نگریسته اند –و اینان کسانی اند که بیشتر از همه جویا و دوستدار آناند- دارای چنین عقایداند و این گونه درباره حقیقت اظهار نظر می کنند، چگونه نشاید که مبتدیان تفلسف دل و جرات را ببازند؟!».
ارسطو خودش مابعدالطبیعه را چنین تعریف میکند:علم به موجود از آن حیث که وجود دارد؛ یعنی هدف آن، بررسی کلیترین و عامترین مسائلی است که در مورد هر چیزی میتوان مطرح نمود. مسائلی مانند: این همانی، دوام، مکان،زمان، ماده،علیت و غیره... . ارسطو اصول مفاهیم تازه ای را در مابعدالطبیعه اش پایهریزی میکند که خلاصه آنها بدین ترتیب است: او در ابتدا میان ذات هر چیزی با صفات آن یا به عبارت دیگر، میان جوهر که وجود حقیقی و مستقل و قائم به خود است، با عرض که وجود مستقل ندارد و قائم به جوهر است، فرق گذاشت. سپس اعراض را در 9 دسته طبقه بندی کرده و همراه با جوهر، مقولات ده گانه خواند. به طور کلی برجسته ترین ویژگی ارسطو این است که وی فیلسوفی «مساله اندیش» است. پس از طرح مساله از سوی خودش یا از سوی دیگران، وی از دیدگاهها و از نقطههای آغاز معین به آنها میپردازد و پاسخ میدهد یا گاه پاسخ نهایی را به جای دیگر و زمانی دیگر احاله میکند. چنانکه اشاره کردیم، درباره این کتابها و زمان بندی مطالب آنها در میان ارسطو شناسان اختلاف نظر بسیار است. اما این اختلافها را می توان طبیعی دانست. خود ارسطو نیز در جایی از همین مجموعه میگوید «اگر کسانی که تا بیشترین حد ممکن حقیقت را نگریسته اند –و اینان کسانی اند که بیشتر از همه جویا و دوستدار آناند- دارای چنین عقایداند و این گونه درباره حقیقت اظهار نظر می کنند، چگونه نشاید که مبتدیان تفلسف دل و جرات را ببازند؟!».