جدیدترین‌ها

خوش آمدید

با ثبت نام ، شما می توانید با سایر اعضای انجمن ما در مورد بحث کنید و همچنین تبادل نظر داشته‌باشید.

اکنون ثبت‌نام کنید!
  • هر گونه تشویق و ترغیب اعضا به متشنج کردن انجمن و اطلاع ندادن، بدون تذکر = حذف نام کاربری
  • از کاربران خواستاریم زین پس، از فرستادن هر گونه فایل با حجم بیش از 10MB خودداری کرده و در صورتی که فایل‌هایی بیش از این حجم را قبلا ارسال کرده‌اند حذف کنند.
  • بانوان انجمن رمان بوک قادر به شرکت در گروه گسترده نقد رمان بوک در تلگرام هستند. در صورت عضویت و حضور فعال در نمایه معاونت @MHP اعلام کرده تا امتیازی که در نظر گرفته شده اعمال شود. https://t.me/iromanbook

فایل شده ● مهر خونین اثر ملیکا علی عابدی ●

اطلاعات موضوع

درباره موضوع به تاریخ, موضوعی در دسته ادبیات توسط (:Shaparak با نام ● مهر خونین اثر ملیکا علی عابدی ● ایجاد شده است. این موضوع تا کنون 604 بازدید, 29 پاسخ و 9 بار واکنش داشته است
نام دسته ادبیات
نام موضوع ● مهر خونین اثر ملیکا علی عابدی ●
نویسنده موضوع (:Shaparak
تاریخ شروع
پاسخ‌ها
بازدیدها
اولین پسند نوشته
آخرین ارسال توسط (:Shaparak
موضوع نویسنده

(:Shaparak

سطح
1
 
ارشد بازنشسته
ارشد بازنشسته
کاربر ویژه انجمن
Apr
1,123
2,907
مدال‌ها
4
Negar_1697884550918.png
دلنوشته:
مهر خونین
نویسنده:
ملیکا علی عابدی
ژانر:
عاشقانه،تراژدی
خلاصه:
ناظر:
@ام کا اچ p.r
کپیست: @الهه ماه :)
قرار نبود این چنین شود! دستان من چرا غرق در خون است؟ سرت را دوباره بالا بگیر، بودنت به از نبودت است. گویند اگر واقعاً عاشق باشی اشک‌هایت مرده را هم زنده می‌کند، چرا نبضت نمی‌زند؟ من برای این شوخی خیلی‌خیلی کوچکم!
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
همیار سرپرست ادبیات
همیار سرپرست ادبیات
منتقد ادبیات
کاربر ویژه انجمن
Dec
2,459
15,248
مدال‌ها
11
1687554044920.png
عرض ادب و احترام خدمت دلنویس عزیز و ضمن تشکر بابت انتخاب "رمان بوک" برای انتشار آثار ارزشمندتان.
حتما پیش از آغاز نوشتن، تاپیک زیر را مطالعه کنید تا دچار مشکل نشوید:
[قوانین تایپ دلنوشته کاربران]

پس از بیست پست، در تاپیک زیر درخواست نقد شورا دهید:
[تاپیک جامع درخواست نقد دلنوشته]

بعد از ایجاد تاپیک نقدر شورا برای دلنوشته‌تان، می‌توانید در تاپیک زیر درخواست نقد بدهید:
[درخواست تگ دلنوشته | انجمن رمان‌بوک]

پس از گذاشتن بیست پست از دلنوشته، می‌توانید در تاپیک زیر برای آن درخواست جلد دهید:
[تاپیک جامع درخواست جلد دلنوشته و اشعار]

و انشاءالله پس از به پایان رسیدن دلنوشته‌تان، در تاپیک زیر اعلام کنید:
[اعلام پایان - دلنوشته کاربران]

دلنویسان عزیز، هرگونه سوالی دارید؛ می‌توانید در اینجا مطرح کنید:
[سوالات و مشکلات دلنویسان]

با آرزوی موفقیت برای شما،
[تیم مدیریت تالار ادبیات]
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
موضوع نویسنده

(:Shaparak

سطح
1
 
ارشد بازنشسته
ارشد بازنشسته
کاربر ویژه انجمن
Apr
1,123
2,907
مدال‌ها
4
سرم را بر روی شانه‌ات می‌گذارم و چشمانم را می‌بندم. چه حس زیبایی است وجود کوهی آهنین در کنارت، چشمان همه برق می‌زند از شدت حسادت به ما، ولی عیبی ندارد مهم ما هستیم.
 
موضوع نویسنده

(:Shaparak

سطح
1
 
ارشد بازنشسته
ارشد بازنشسته
کاربر ویژه انجمن
Apr
1,123
2,907
مدال‌ها
4
زبانم قاصر است از این همه شجاعتت مرد محکم! زمانی که نام مرا محکم صدا می‌کنی تا کمربندت را باز کنم، آرام از چاک‌های شلوارت بیرون می‌کشم و به دستت می‌دهم. چشمانم را می‌بندم و اولین ضربه بر روی ستون فقراتم می‌نشیند.
 
موضوع نویسنده

(:Shaparak

سطح
1
 
ارشد بازنشسته
ارشد بازنشسته
کاربر ویژه انجمن
Apr
1,123
2,907
مدال‌ها
4
حکم آن اعدامی‌ ای را دارم که به آن گفته‌اند طناب دار را همراه با خودت بی‌آور. دست بر رد قرمز کمربند که دگر بر پشتم هک شده می‌کشی، با چشمانی غرق در اشک به تو نگاه می‌کنم، سیلی نثار صورتم می‌کنی.
 
آخرین ویرایش:
موضوع نویسنده

(:Shaparak

سطح
1
 
ارشد بازنشسته
ارشد بازنشسته
کاربر ویژه انجمن
Apr
1,123
2,907
مدال‌ها
4
به کدامین گناه؟ به کدامین گناه حکم من این است؟ به صورتم نگاه می‌کنی گویی شرمنده شدی پیش دل و غرورت، قطره اشکی از گوشه چشمت بر زمین می‌افتد.
- ببین چی‌کار می‌کنی آخه!

 
موضوع نویسنده

(:Shaparak

سطح
1
 
ارشد بازنشسته
ارشد بازنشسته
کاربر ویژه انجمن
Apr
1,123
2,907
مدال‌ها
4
چه کردم؟ سرت را بالا بگیر و صحبت کن! موهایم را در دست می‌گیری، سرم را به سمت خودت بالا می‌آوری و صورتم را به صورتت نزدیک می‌کنی. دگر می‌توانم تک‌تک نفس‌هایت را بشمارم!
 
آخرین ویرایش:
موضوع نویسنده

(:Shaparak

سطح
1
 
ارشد بازنشسته
ارشد بازنشسته
کاربر ویژه انجمن
Apr
1,123
2,907
مدال‌ها
4
چشمانت تک‌تک خاطرات‌مان را نشان می‌دهد.
زمانی که به جای سیلی‌ات دست نوازشت بر صورتم کشیده می‌شد و من غرق در احساس خوش‌آیندی می‌شدم؟ چه شد که آن زندگی شیرین تبدیل به کابوس شد؟
 
آخرین ویرایش:
موضوع نویسنده

(:Shaparak

سطح
1
 
ارشد بازنشسته
ارشد بازنشسته
کاربر ویژه انجمن
Apr
1,123
2,907
مدال‌ها
4
من مایهٔ افتخارت بودم و اکنون ننگ تو!
وای بر من اگر کاری را نسنجیده انجام داده باشم. بر پیشانی‌ام بوسه‌ای می‌زنی.
- من، من هنوزم دوستت دارم اما، اما اشتباه کردی!
 
موضوع نویسنده

(:Shaparak

سطح
1
 
ارشد بازنشسته
ارشد بازنشسته
کاربر ویژه انجمن
Apr
1,123
2,907
مدال‌ها
4
به عروسک‌هایم نگاه می‌کنم، بهترین رفیق‌های من، کاش می‌شد از تو بخواهم به آن‌ها آسیب نزنی! سرم را به سمت زمین می‌چرخانی و پیشانی‌ام را چندین مرتبه به زمین می‌زنی!
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
بالا پایین