با ثبت نام ، شما می توانید با سایر اعضای انجمن ما در مورد بحث کنید و همچنین تبادل نظر داشتهباشید.
اکنون ثبتنام کنید!عشق و ناز تو برای من همهچیز است؛ دل خود را به تو بستهام.
حتی اگر به ظاهر نپرستمت، باز هم مثل خورشید که در زلف سیاه تو گرفتار میشود، اسیر توام.
ای بزرگان و قدرتمندان که نشانههای فضل و بزرگیتون در همهجا آشکار شده، چرا مقام و ارزش واقعی رو نمیشناسید؟ شما مانند «منصور حلاجِ سعادتمند» باقی نمیمونید و جایگاهش رو ندارید.
معشوق گاهی با گفتارش دل مرا روشن میکرد و گاهی با رفتارش دل مرا میسوزاند. وقتی هم که سکوت و خاموشی در عشق را به من آموخت، مرا کاملاً در اختیار گرفت و مانند بردهای در بازار عشق فروخت.
فراق و دوری تو آرام و قرار را از من گرفته؛ روز و شبم با درد و بیخوابی میگذرد. دل و جانم از داغ تو مثل صحرای سوزان و دریای طوفانی است: پر از آتش عشق و غرق در اشک غم.
شاعر از دوری و هجرت معشوقش فغان دارد. او با وجود دوری، با چشمانش آثار و نشانههای حضور معشوق را دنبال میکند، چنان که حتی مردمک چشمش انگار به عشق پای معشوق سجده میکند.
شاعر در این بیتها حرکت و نیرنگ معشوق را با تصویر چرخ و ردای زرین نشان میدهد؛ معشوق گاهی نشسته و با ناز و حیله ظاهر میشود و گاهی با تندی برمیخیزد. شاعر نیز در واکنش به این رفت و آمدها و ناامنیها، دست به عمل میزند و تجربهٔ عشق و جدایی را حس میکند.
شاعر میگوید زیبایی و روی معشوق باعث شده که خیلیها تلاش کنند و خود را با عشق و محبت به او نزدیک کنند. توصیف ماه نو، گل و یاسمن نشاندهندهٔ لطافت، زیبایی و جذابیت پنهان و آشکار معشوق است.
شاعر در این بیتها زیبایی معشوق را با عطر مشک و گل میگون توصیف میکند و در عین حال شدت احساس و هیجان او را در چشمان معشوق میبیند؛ چشمانی که هم مسـ*ـت و عاشقانهاند و هم گاهی پرخون و پر از درد و غم.
ما که پول نداشتیم دماغمان را عمل کنیم و گونه بکاریم، ما که خط لب نداشتیم و مژه مصنوعی نداشتیم، ما که موی بلوند و قد بلند نداشتیم، ما که چشمهایمان رنگی نبود؛ رفتیم و کتاب خواندیم! و با هر کتابی که خواندیم، دیدیم که زیباتر شدیم، آنقدر که هربار که رفتیم در آینه نگاه کردیم، گفتیم: خوب شد خدا ما را آفرید وگرنه جهان چیزی از زیبایی کم داشت. میدانی آن جراح که هرروز ما را زیباتر میکند، اسمش چیست؟ اسمش "کتاب" است! چاقویش درد ندارد، امّا همهاش درمان است. هزینهاش هرقدر هم که باشد به این زیبایی میارزد. من نشانی مطب این پزشک را به همه ی شما می دهم: رمان بوک! بی وقت قبلی داخل شوید! این طبیب مشفق، اینجا نشسته است، منتظر شماست!
*ثبت نام*
سلام مهمان عزیز
برای حمایت از نویسندگان محبوب خود و یا نشر آثارتان به خانواده رمان بوک بپیوندید:
کلیک برای: عضویت در انجمن رمان بوک