با ثبت نام ، شما می توانید با سایر اعضای انجمن ما در مورد بحث کنید و همچنین تبادل نظر داشتهباشید.
اکنون ثبتنام کنید!الان به ادمین میگم گلم@خاتون
میگم کاش پیج اینستاگرامی بیشتر فعالیت داشته باشه در رابطه با تبلیغ رمانها.
مخصوصا رمانهایی که توسط نویسندگان انجمن نوشته شده
سلام علیکماقای رسولی بیزحمت یه بار دیگه پیشنهاداتون کمال و جامع بفرستین که به ادمین بفرستم
چشم میگم.سلام علیکم
یک پیشنهاد دارم، یک تالار درست کنید به اسم تالار ماورا که توش افراد بتونن عکس و تکست و داستان های کوتاه ترسناکی که داخل گوگل هست یا برای خودشون اتفاق افتاده رو بزارن
مثلا داخل تالار چندتا ساب درست کنید مثلا یکی عکس یکی داستان و یکی متفرقه داخل عکس که مشخصه عکس های ترسناک گذاشته میشه
داخل داستان میتونید یک تایپیک با نام خاطرات و یک تایپیک با نام قلب سیاه (که در این تایپیک داستان های واقعی بومی و داستان هایی که داخل گوگل هستند
داخل متفرقه هم میتونید تایپیک هایی درباره جنیان و انواع قبیله ها و معنی اسم ها و بالا بردن یک بخش از مغز که میشه با اون قسمت مغز احضار ارواح کرد(اسمش یادم رفته) یا آموزشات احضار ارواح و جنیان
نه همهجا ولی بعضی اوقات اینطوریه. ببینید تو این دیالوگ نه جای خط درسته و نه عدد ذکر شده!سلام. یه انتقاد داشتم. فایلهای رمانی که به صورت pdf روی سایت انجمن قرار میگیرن، دچار اشکالهای فراوانی از نظر نوع تایپ هستن. حتی بیشتر رمانها اعداد ذکر نشده. تازه نوع دیالوگها هم اشکال داره. مثلا اینطوری:
سارا کنارم آمد و گفت
اینا چیه گوش میدی تو_
هنوز سالته
دقیقا به همین شکل! لطفا رسیدگی کنین آخه واقعا از یه جایی ب بعد مخاطب رو خسته میکنه
وقت بخیرسلام. یه انتقاد داشتم. فایلهای رمانی که به صورت pdf روی سایت انجمن قرار میگیرن، دچار اشکالهای فراوانی از نظر نوع تایپ هستن. حتی بیشتر رمانها اعداد ذکر نشده. تازه نوع دیالوگها هم اشکال داره. مثلا اینطوری:
سارا کنارم آمد و گفت
اینا چیه گوش میدی تو_
هنوز سالته
دقیقا به همین شکل! لطفا رسیدگی کنین آخه واقعا از یه جایی ب بعد مخاطب رو خسته میکنه
وقت بخیر پیامتون رو به ادمین میرسونمسلام اگه میشه امکان اینکه بشه عکس پروفایل متحرک گذاشت رو اضافه کنید🌺
ما که پول نداشتیم دماغامان را عمل کنیم و گونه بکاریم، ما که خط لب نداشتیم و مژه مصنوعی نداشتیم، ما که موی بلوند و قد بلند نداشتیم، ما که چشمهایمان رنگی نبود؛ رفتیم و کتاب خواندیم! و با هر کتابی که خواندیم، دیدیم که زیباتر شدیم، آنقدر که هربار که رفتیم در آینه نگاه کردیم، گفتیم: خوب شد خدا ما را آفرید وگرنه جهان چیزی از زیبایی کم داشت. میدانی آن جراح که هرروز ما را زیباتر میکند، اسمش چیست؟ اسمش "کتاب" است! چاقویش درد ندارد، امّا همهاش درمان است. هزینهاش هرقدر هم که باشد به این زیبایی میارزد. من نشانی مطب این پزشک را به همه ی شما می دهم: رمان بوک! بی وقت قبلی داخل شوید! این طبیب مشفق، اینجا نشسته است، منتظر شماست!
*ثبت نام*
سلام مهمان عزیز
برای حمایت از نویسندگان محبوب خود و یا نشر آثارتان به خانواده رمان بوک بپیوندید:
کلیک برای: عضویت در انجمن رمان بوک