جدیدترین‌ها

خوش آمدید

با ثبت نام ، شما می توانید با سایر اعضای انجمن ما در مورد بحث کنید و همچنین تبادل نظر داشته‌باشید.

اکنون ثبت‌نام کنید!
  • هر گونه تشویق و ترغیب اعضا به متشنج کردن انجمن و اطلاع ندادن، بدون تذکر = حذف نام کاربری
  • از کاربران خواستاریم زین پس، از فرستادن هر گونه فایل با حجم بیش از 10MB خودداری کرده و در صورتی که فایل‌هایی بیش از این حجم را قبلا ارسال کرده‌اند حذف کنند.
  • بانوان انجمن رمان بوک قادر به شرکت در گروه گسترده نقد رمان بوک در تلگرام هستند. در صورت عضویت و حضور فعال در نمایه معاونت @MHP اعلام کرده تا امتیازی که در نظر گرفته شده اعمال شود. https://t.me/iromanbook

فایل شده دلنوشته فنجان و غم‌جان اثر F_PARDIS

اطلاعات موضوع

درباره موضوع به تاریخ, موضوعی در دسته ادبیات توسط PardisHP با نام دلنوشته فنجان و غم‌جان اثر F_PARDIS ایجاد شده است. این موضوع تا کنون 821 بازدید, 23 پاسخ و 10 بار واکنش داشته است
نام دسته ادبیات
نام موضوع دلنوشته فنجان و غم‌جان اثر F_PARDIS
نویسنده موضوع PardisHP
تاریخ شروع
پاسخ‌ها
بازدیدها
اولین پسند نوشته
آخرین ارسال توسط ILLUSION
موضوع نویسنده

PardisHP

سطح
6
 
𝓣𝓲𝓻𝓮𝓭
نویسنده حرفه‌ای
کاربر ویژه انجمن
نویسنده ادبی انجمن
نویسنده انجمن
Apr
2,827
23,795
مدال‌ها
8
***
خورشید، درخشان‌تر از همیشه لبخندش را به دنیا هدیه می‌کند. شاید ندانی ولی هر فصل برای‌ام صدا دارد، حتی هر احساس برای‌ام صدا دارد! صدای غم باران است و صدای شادی همان صدای توست که می‌خندی، لبخندت را نمی‌گویم! آن خنده‌های از ته دل، همان‌ها که به اندازه دنیا دوست‌شان داشتم.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
موضوع نویسنده

PardisHP

سطح
6
 
𝓣𝓲𝓻𝓮𝓭
نویسنده حرفه‌ای
کاربر ویژه انجمن
نویسنده ادبی انجمن
نویسنده انجمن
Apr
2,827
23,795
مدال‌ها
8
***
فنجان را روبه‌رویم می‌گذارم و می‌نگرم‌اش، گاهی می‌شود در آن غم ریخت و گاهی شادی! اما من ترکیب هردو را بیشتر دوست دارم، غم به تنهایی افسرده‌ام می‌کند. شادی هم زمانی که تنها خورده شود، در دنیای پرنشاط خود غرقم می‌سازد! پس از هردو به یک اندازه در فنجان می‌ریزم و اسمش را زندگی می‌گذارم.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
موضوع نویسنده

PardisHP

سطح
6
 
𝓣𝓲𝓻𝓮𝓭
نویسنده حرفه‌ای
کاربر ویژه انجمن
نویسنده ادبی انجمن
نویسنده انجمن
Apr
2,827
23,795
مدال‌ها
8
***
هوا ابریست، باران می‌بارد اما، من شادم. همیشه که نباید غمگین بود، یک‌بار هم شادی در این خانه را بزند، چه می‌شود مگر؟!
می‌خندم، نمی‌دانم به چی، تنها خوشحالم برای این زندگی، برای بیدار شدن هرروزم، برای تمام چیزهایی که دارم و لبخند می‌زنم تا بگذرد... .
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

ILLUSION

سطح
8
 
نویسنده افتخاری
نویسنده افتخاری انجمن
ارشد بازنشسته
نویسنده ادبی انجمن
Mar
3,785
39,373
مدال‌ها
13
IMG_20210905_210033_578.jpg
 
بالا پایین