جدیدترین‌ها

خوش آمدید

با ثبت نام ، شما می توانید با سایر اعضای انجمن ما در مورد بحث کنید و همچنین تبادل نظر داشته‌باشید.

اکنون ثبت‌نام کنید!
  • هر گونه تشویق و ترغیب اعضا به متشنج کردن انجمن و اطلاع ندادن، بدون تذکر = حذف نام کاربری
  • از کاربران خواستاریم زین پس، از فرستادن هر گونه فایل با حجم بیش از 10MB خودداری کرده و در صورتی که فایل‌هایی بیش از این حجم را قبلا ارسال کرده‌اند حذف کنند.

همگانی (سخنی به مخاطب ناشناس)

اطلاعات موضوع

درباره موضوع به تاریخ, موضوعی در دسته مطالب طنز توسط ASHOB با نام (سخنی به مخاطب ناشناس) ایجاد شده است. این موضوع تا کنون 15,146 بازدید, 423 پاسخ و 5 بار واکنش داشته است
نام دسته مطالب طنز
نام موضوع (سخنی به مخاطب ناشناس)
نویسنده موضوع ASHOB
تاریخ شروع
پاسخ‌ها
بازدیدها
اولین پسند نوشته
آخرین ارسال توسط Delaram*

اوین

سطح
0
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Aug
715
8,211
مدال‌ها
2
امشب از دفتر عمرم صفحاتی خواندم

چون به نام تو رسیدم لحظاتی ماندم

همه ی دفتر عمرم ورقی بیش نبود

همه در دفتر من حسرت دیدار تو بود
 

اوین

سطح
0
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Aug
715
8,211
مدال‌ها
2
دعا میڪنم زیر این سقف بلند
روے دامان زمیــن
هر ڪجا خستہ و پرغصه شدے
دستــے از غیب به دادت برسد
و چــہ زیباست
ڪه آن دست ، “خدا” باشد و بس…
 

اوین

سطح
0
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Aug
715
8,211
مدال‌ها
2
در کوچه‌سار شب که نسیم اسرار نهفته‌ای را می‌گفت به گوش هر برگ
من از کنار بید مجنون می‌گذشتم
 

اوین

سطح
0
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Aug
715
8,211
مدال‌ها
2
تو شناس‌ترین ناشناس من،

من را ورق زدی، خط‌به‌خط فهمیدی…

اما همان‌جا که باید می شناختی

چشم بستی و گذشتی ...
 

Delaram*

سطح
0
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
May
710
7,254
مدال‌ها
2
رنج ما را که توان برد به یک گوشه چشم
شرط انصاف نباشد که مداوا نکنی
 
  • تایید
واکنش‌ها[ی پسندها]: AZHHAR

اوین

سطح
0
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Aug
715
8,211
مدال‌ها
2
تو منو از بر بودی

تمامم را خوندی

ولی آخرش چی شد؟

با اینکه شناختی

یه جوری با من تا کردی که گویی غریبه‌ام…

باورم نکردی ، منو ساده رد کردی
 

Delaram*

سطح
0
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
May
710
7,254
مدال‌ها
2
شب صحبت غنیمت دان که بعد از روزگار ما
بسی گردش کند گردون بسی لیل و نهار آرد
 
  • تایید
واکنش‌ها[ی پسندها]: AZHHAR

اوین

سطح
0
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
Aug
715
8,211
مدال‌ها
2
بندها از هم گسست،

نقشِ قفس شکست.

پایانِ هر چه بود،

آزادی‌ات فرود.

اینک رها برو،

از آن چه رفت و شد
 

Delaram*

سطح
0
 
کاربر فعال انجمن
فعال انجمن
کاربر رمان‌بوک
May
710
7,254
مدال‌ها
2
یک روز می‌آیی که من دیگر دچارت نیستم
از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم
یک روز می‌آیی که من نه عقل دارم نه جنون
نه شک به چیزی نه یقین، م*ست و خمارت نیستم
شب‌زنده داری می‌کنی تا صبح زاری می‌کنی
تو بی‌قراری می‌کنی، من بی‌قرارت نیستم
 
بالا پایین