جدیدترین‌ها

خوش آمدید

با ثبت نام ، شما می توانید با سایر اعضای انجمن ما در مورد بحث کنید و همچنین تبادل نظر داشته‌باشید.

اکنون ثبت‌نام کنید!
  • هر گونه تشویق و ترغیب اعضا به متشنج کردن انجمن و اطلاع ندادن، بدون تذکر = حذف نام کاربری
  • از کاربران خواستاریم زین پس، از فرستادن هر گونه فایل با حجم بیش از 10MB خودداری کرده و در صورتی که فایل‌هایی بیش از این حجم را قبلا ارسال کرده‌اند حذف کنند.
  • بانوان انجمن رمان بوک قادر به شرکت در گروه گسترده نقد رمان بوک در تلگرام هستند. در صورت عضویت و حضور فعال در نمایه معاونت @MHP اعلام کرده تا امتیازی که در نظر گرفته شده اعمال شود. https://t.me/iromanbook

تکمیل شده [شاهرگ گداخته‌ی پیچک] اثر «سپید خون؛ کاربر انجمن رمان بوک»

اطلاعات موضوع

درباره موضوع به تاریخ, موضوعی در دسته اشعار کامل شده کاربران توسط سپیدخون؛ با نام [شاهرگ گداخته‌ی پیچک] اثر «سپید خون؛ کاربر انجمن رمان بوک» ایجاد شده است. این موضوع تا کنون 644 بازدید, 17 پاسخ و 12 بار واکنش داشته است
نام دسته اشعار کامل شده کاربران
نام موضوع [شاهرگ گداخته‌ی پیچک] اثر «سپید خون؛ کاربر انجمن رمان بوک»
نویسنده موضوع سپیدخون؛
تاریخ شروع
پاسخ‌ها
بازدیدها
اولین پسند نوشته
آخرین ارسال توسط سپیدخون؛
موضوع نویسنده

سپیدخون؛

سطح
4
 
مدیر تالار تکنولوژی
کاربر ویژه انجمن
کاربر رمان‌بوک
Dec
941
4,906
مدال‌ها
5
پریشان‌وار غمناک است
ولی غمخوار او مُرده
پناه پاییزی‌هایش
خودش را به دل طوفان بسپرده
چه چاره دارد این پیچک؟
فرارش چیست از کابوس؟
بریزد غم در این شاهرگ سوخته‌ی دل‌مرده
 
موضوع نویسنده

سپیدخون؛

سطح
4
 
مدیر تالار تکنولوژی
کاربر ویژه انجمن
کاربر رمان‌بوک
Dec
941
4,906
مدال‌ها
5
تیغ آتش‌خیز بی‌عشقی
نگارین روشنش پژمرد
و این مردم زدند زخمی
به قلب سبز پیچک آینده
امیدی نیست، دیگر هیچ!
سحر رفته، رویا مُرده
روح کوچکش اما، میان خاک‌ها خفته...
 
آخرین ویرایش:
موضوع نویسنده

سپیدخون؛

سطح
4
 
مدیر تالار تکنولوژی
کاربر ویژه انجمن
کاربر رمان‌بوک
Dec
941
4,906
مدال‌ها
5
پرتو، سحر نمی‌کند شام را،
باران نمی‌شوید هوای درد بی‌دردی؛
چتر، نمی‌سازد فضای امن و بی‌هجمه
پیچک از قلب زمان رَسته،
و کورسوی امید، دلداده‌ی ظلمت!
نشان از راه عشق باید
که برگردد گیاه سبز، ز گمراهی... .
 
موضوع نویسنده

سپیدخون؛

سطح
4
 
مدیر تالار تکنولوژی
کاربر ویژه انجمن
کاربر رمان‌بوک
Dec
941
4,906
مدال‌ها
5
مرگ را می‌کرد طلب
می‌ستاند جانش، ستوه!
سی*ن*ه‌اش چون سد، ستبر،
سدی لبریز از دموع...
ذهن بی‌خواب و خمار
آشفته روانش، پنهان!
و نگاهش می‌کند، این روزگار...
 
آخرین ویرایش:
موضوع نویسنده

سپیدخون؛

سطح
4
 
مدیر تالار تکنولوژی
کاربر ویژه انجمن
کاربر رمان‌بوک
Dec
941
4,906
مدال‌ها
5
به ناگهان رخشنده، این سپیده،
ریخت به قلب صد رگ خشکیده
چو قطره‌ی رنگ اندرون آب؛
چکید بر زلف جام می، آشکار
تکه‌های آینه‌، سیلاب شد
بر کالبد رنجور شب، ماه شد
معجزه از ستاره‌، پدیدار شد!
 
موضوع نویسنده

سپیدخون؛

سطح
4
 
مدیر تالار تکنولوژی
کاربر ویژه انجمن
کاربر رمان‌بوک
Dec
941
4,906
مدال‌ها
5
کورسوی امید، باز درآمد به رقص
چون مشعل غبار، در خود بسوخت
در گاه‌گاه تباهی، ناجی به ناگه برخاست
باران زد به آتش قلبی که می‌بسوخت
ثانیه‌ها می‌شستند عطر نهال
از روی شانه‌های پر خاک سال
و می‌نشست لبخندی بر دل برگ پیچک
 
موضوع نویسنده

سپیدخون؛

سطح
4
 
مدیر تالار تکنولوژی
کاربر ویژه انجمن
کاربر رمان‌بوک
Dec
941
4,906
مدال‌ها
5
پیچک ما گل نبود هرگز؛
لیکن یک تنه بهار شد!
ستاره‌ی فروغ نشد در سما،
اما بساخت کهکشان
راهی تازه یافته بود؛
در افق اشک خویش
هویدا دید لبخندها!
 
موضوع نویسنده

سپیدخون؛

سطح
4
 
مدیر تالار تکنولوژی
کاربر ویژه انجمن
کاربر رمان‌بوک
Dec
941
4,906
مدال‌ها
5
پرتوی غروب منظره
در ژرف قلب پنجره
ز نگاه آسمان رها میشد
میچکید بر کالبد شاهرگ
عشق را فرامیخواند
روح را میکرد بیدار
در امید نفس میکشید پیچک!...
 
بالا پایین