- Apr
- 1,623
- 1,134
- مدالها
- 2
هنر فلزکاری و تزیین: زبان و بیان
بررسی سیر تحول هنر فلزکاری بیانگر این واقعیت است که هنرمندان و صنعتگران ایرانی پیوسته از زبان پر رمز و راز و نمادین تزیین برای بیان درون آهنگین و روح بلند و پر احساس خود بهره جسته و بدین وسیله در طول تاریخ هزارساله این مرز و بوم که با نشیب و فراز و حوادث بسیار همراه بوده است، حضور و وجود گهربار هنر ایرانی را به گونه ای مداوم و جاودانه بر پهنه تمدن جهانی ثبت نموده اند. ایرانیان با داشتن سنت های غنی و صور باشکوه تزیینی و نیز برخورداری از نوعی جهان بینی و اعتقاد مذهبی با ریشه های مستحکم در اعصار کهن، اسلام را با آغوش باز پذیرفتند؛ از این رو یکی از مهم ترین دلایلی که باعث می شود تزیینات اسلامی- چه از لحاظ عملکرد و چه معنا- به گونه ای لذت بخش جلوه گری نمایند، اهمیت آنها به عنوان یک نماد دینی است. معنای نهفته در جزییات و تزیینات و نیز کاربرد الگوهای معین به صورت نقوش نشانگر نوعی ارتباط ویژه و یگانه میان هنر تزیینی و عقاید مذهبی از دیدگاه جهان بینی اسلامی است. (22)
بدین ترتیب، صنعتگران مسلمان ایرانی در امتداد سنت های کهن متحول گشتند و در این تحول برخاسته از تزکیه روح و جان، طیف وسیعی از نقوش تزیینی را برای آرایش وپیرایش و زیبا نمودن آثار هنری خود برگزیدند. امام محمدغزالی، عارف و دانشمند ایرانی (قرن ششم ه-ق) می گوید: اثر زیبای یک نویسنده، سروده و شعر زیبای یک شاعر، نقاشی زیبای یک نقاش یا بنای یک معمار زیبایی درونی این انسان ها را آشکار می سازد. بدین ترتیب غزالی میان زیبایی درون و زیبایی برون نوعی تمایز ظریف قایل می گردد. وی نقطه نظر خود را چنین بیان می دارد: زیبایی شکل بیرونی که با چشم جسمانی دیده می شود حتی توسط کودکان و حیوانات نیز قابل تجربه کردن است... در حالی که زیبایی شکل درونی تنها با چشم دل و نور بصیرت درونی خود انسان قابل ادراک است. از این گفته ها درمی یابیم که یک اثر هنری بازتاب زیبایی درونی هنرمند است.(23) بدین ترتیب، روح اسلام و ادراک عرفانی، هنرمند مسلمان را به سوی کار در فضای تزیین رهنمون ساخت چرا که هنر اسلامی هنری است اساساً تزیینی تا تصویری، با وجودی که هنرمندان در تزیین اشیای روزمره از نقوش پیکره ای و تصویری نیز استفاده کرده اند.
بررسی سیر تحول هنر فلزکاری بیانگر این واقعیت است که هنرمندان و صنعتگران ایرانی پیوسته از زبان پر رمز و راز و نمادین تزیین برای بیان درون آهنگین و روح بلند و پر احساس خود بهره جسته و بدین وسیله در طول تاریخ هزارساله این مرز و بوم که با نشیب و فراز و حوادث بسیار همراه بوده است، حضور و وجود گهربار هنر ایرانی را به گونه ای مداوم و جاودانه بر پهنه تمدن جهانی ثبت نموده اند. ایرانیان با داشتن سنت های غنی و صور باشکوه تزیینی و نیز برخورداری از نوعی جهان بینی و اعتقاد مذهبی با ریشه های مستحکم در اعصار کهن، اسلام را با آغوش باز پذیرفتند؛ از این رو یکی از مهم ترین دلایلی که باعث می شود تزیینات اسلامی- چه از لحاظ عملکرد و چه معنا- به گونه ای لذت بخش جلوه گری نمایند، اهمیت آنها به عنوان یک نماد دینی است. معنای نهفته در جزییات و تزیینات و نیز کاربرد الگوهای معین به صورت نقوش نشانگر نوعی ارتباط ویژه و یگانه میان هنر تزیینی و عقاید مذهبی از دیدگاه جهان بینی اسلامی است. (22)
بدین ترتیب، صنعتگران مسلمان ایرانی در امتداد سنت های کهن متحول گشتند و در این تحول برخاسته از تزکیه روح و جان، طیف وسیعی از نقوش تزیینی را برای آرایش وپیرایش و زیبا نمودن آثار هنری خود برگزیدند. امام محمدغزالی، عارف و دانشمند ایرانی (قرن ششم ه-ق) می گوید: اثر زیبای یک نویسنده، سروده و شعر زیبای یک شاعر، نقاشی زیبای یک نقاش یا بنای یک معمار زیبایی درونی این انسان ها را آشکار می سازد. بدین ترتیب غزالی میان زیبایی درون و زیبایی برون نوعی تمایز ظریف قایل می گردد. وی نقطه نظر خود را چنین بیان می دارد: زیبایی شکل بیرونی که با چشم جسمانی دیده می شود حتی توسط کودکان و حیوانات نیز قابل تجربه کردن است... در حالی که زیبایی شکل درونی تنها با چشم دل و نور بصیرت درونی خود انسان قابل ادراک است. از این گفته ها درمی یابیم که یک اثر هنری بازتاب زیبایی درونی هنرمند است.(23) بدین ترتیب، روح اسلام و ادراک عرفانی، هنرمند مسلمان را به سوی کار در فضای تزیین رهنمون ساخت چرا که هنر اسلامی هنری است اساساً تزیینی تا تصویری، با وجودی که هنرمندان در تزیین اشیای روزمره از نقوش پیکره ای و تصویری نیز استفاده کرده اند.