جدیدترین‌ها

خوش آمدید

با ثبت نام ، شما می توانید با سایر اعضای انجمن ما در مورد بحث کنید و همچنین تبادل نظر داشته‌باشید.

اکنون ثبت‌نام کنید!
  • هر گونه تشویق و ترغیب اعضا به متشنج کردن انجمن و اطلاع ندادن، بدون تذکر = حذف نام کاربری
  • از کاربران خواستاریم زین پس، از فرستادن هر گونه فایل با حجم بیش از 10MB خودداری کرده و در صورتی که فایل‌هایی بیش از این حجم را قبلا ارسال کرده‌اند حذف کنند.

نوشته‌های نمایه جدید

من از تمام دختران شهر سربودم
افسوس از بازی دنیا بی خبر بودم
از عکس هایی که به دیوار اتاقت بود
هرچندزیباتر نبودم،ساده تر بودم
هرجا کم آوردی کنارت بیشتر ماندم
با این که زن بودم ولی مرد خطر بودم
هرجا به خاکی میزذی از آن همه همراه
تنها یکی می ماند من آن یک نفر بودم
هرجا یکی کم بود کاسه کوزه هایت را
روی سر او بشکنی آن دور و بر بودم
از دور میفهمم چه حالی،شادی یا غمگین
اما تو چه؟ دیروز فهمیدی پکر بودم؟
از خود به تو ،از تو به غم، از غم به تنهایی
من در تمام عمر در حال سفر بودم
من عاشقی کردم تو عادت فرق ما اینست
اهل سیاست بودی و اهل هنر بودم
ای کاش آن روزی که گفتی دوستت دارم
یا لال بودی، نه زبانم لال،کربودم
گفتی اگر تو جای من بودی چه میکردی؟
ترکت نمیکردم عزیزم من اگر بودم
برگشتی و تنهایی ام را بیشتر کردی
من هم به پایت سوختم..از بس که...
از من
درمقابل شب شفاعت کن؛
از من درمقابل دلتنگی،
از من درمقابل بی‌خبری،
از من درمقابل فکر کردن به اینکه حالا
درست در همین لحظه داری چه‌کار می‌کنی؟
از من
درمقابل فکر کردن شفاعت کن!
از زمین نه!
از خاک نه!
مرا
از اقیانوس‌ها،
مرا از دریا سرشته اند...
وگرنه تو بگو عزیز من
این همه بغض
این همه اشک
این همه گریه
از کجا می‌آید؟
چرا تمام نمی‌شود؟
- چارلی چاپلین خیلی قشنگ میگه :
حقیقت این است . .
فرودگاه‌ها بوسه‌های بیشتری از سالن‌های عروسی
به خود دیده‌اند ؛
و دیوار بیمارستان‌ها بیشتر از عبادتگاه‌ها دعا شنیده‌اند .
همیشه اینگونه‌ایم ؛ همه چیز را موکول می‌کنیم به زمانی که چیزی در حال از دست
رفتن است . .
بالا پایین