جدیدترین‌ها

خوش آمدید

با ثبت نام ، شما می توانید با سایر اعضای انجمن ما در مورد بحث کنید و همچنین تبادل نظر داشته‌باشید.

اکنون ثبت‌نام کنید!
  • هر گونه تشویق و ترغیب اعضا به متشنج کردن انجمن و اطلاع ندادن، بدون تذکر = حذف نام کاربری
  • از کاربران خواستاریم زین پس، از فرستادن هر گونه فایل با حجم بیش از 10MB خودداری کرده و در صورتی که فایل‌هایی بیش از این حجم را قبلا ارسال کرده‌اند حذف کنند.
  • بانوان انجمن رمان بوک قادر به شرکت در گروه گسترده نقد رمان بوک در تلگرام هستند. در صورت عضویت و حضور فعال در نمایه معاونت @MHP اعلام کرده تا امتیازی که در نظر گرفته شده اعمال شود. https://t.me/iromanbook

بیوگرافی هراکلیتوس

اطلاعات موضوع

درباره موضوع به تاریخ, موضوعی در دسته بیوگرافی دانشمندان و فیلسوفان توسط SHAHDOKHT با نام هراکلیتوس ایجاد شده است. این موضوع تا کنون 989 بازدید, 51 پاسخ و 1 بار واکنش داشته است
نام دسته بیوگرافی دانشمندان و فیلسوفان
نام موضوع هراکلیتوس
نویسنده موضوع SHAHDOKHT
تاریخ شروع
پاسخ‌ها
بازدیدها
اولین پسند نوشته
آخرین ارسال توسط SHAHDOKHT
موضوع نویسنده

SHAHDOKHT

سطح
10
 
دستیار معاونت
پرسنل مدیریت
دستیار معاونت
مدیر ارشد
نویسنده افتخاری انجمن
مدرس تیم روزنامه
عضو تیم تعیین سطح کتاب
Jun
12,822
39,061
مدال‌ها
25
هراکلیتوس بیانی ناروشن و مبهم داشت که به‌نظر می‌رسد این روش را به‌عمد انتخاب کرده بود.[۵۷] وی اهمیتی نمی‌داد که دیگران، سخنانش را می‌فهمند یا نه؛[۵۸] چنان‌که گفته‌است:

«خداوندی که الهاماتِ سروشِ دلفیوس از اوست، نه می‌گوید و نه پنهان می‌کند، تنها نشانه‌ای بدست می‌دهد.»[۵۹]

او معتقد بود که در کلماتش راز و سری نهفته است که افراد می‌بایست در ورای کلمه‌ها این سر را بجویند، رازی که تمام هستی در آن نهفته‌است. هراکلیتوس این راز را ساختهٔ فکر خودش نمی‌دانست، بلکه این قانون هستی است که در سخن وی از پوشیدگی بیرون می‌آید و ظهور می‌کند. چنان‌که می‌گوید:

«دانایی، نه گوش دادن به من، بلکه به لوگوس است و هم‌سخن شدن با اوست که همه چیز یکی است»[۶۰]

گاتری دلایلِ ناروشن صحبت کردنِ هراکلیتوس را این‌گونه بیان می‌کند:

دیدِ تحقیرآمیز نسبت به مردم؛ چراکه وی با به‌کارگرفتنِ زبانی که احمق‌ها قادر به درکِ آن بوده‌اند، از ارزشِ خود می‌کاسته‌است.
ناکافی‌بودنِ زبانِ آن عصر برای بیانِ اندیشه‌های وی؛ چراکه اندیشه‌های او نسبت به دیگران موشکافانه‌تر بوده‌است.
اعتقادِ هراکلیتوس مبنی بر دانستنِ حقیقتِ مطلق؛ چراکه همین اعتقاد، منجر به بیانی پیامبرگونه از جانبِ هراکلیتوس می‌شده، و نه بیانی مناظره‌ای.[۶۱]
گفته‌می‌شود که اوی‌ریپیدس از کتابِ هراکلیتوس، نسخه‌ای را در اختیار سقراط قرار داد، و از وی خواست تا نظرش را در مورد کتاب بازگو کند. سقراط در پاسخ چنین گفت:

«آنچه می‌فهمم عالی است؛ به جرأت می‌گویم آنچه هم نمی‌فهمم عالی است؛ ولی تنها یک غواصِ دلوسی[ی ۴] می‌تواند ژرفایِ آن را دریابد.»[۶۳]
 
  • تایید
واکنش‌ها[ی پسندها]: SILENCER
موضوع نویسنده

SHAHDOKHT

سطح
10
 
دستیار معاونت
پرسنل مدیریت
دستیار معاونت
مدیر ارشد
نویسنده افتخاری انجمن
مدرس تیم روزنامه
عضو تیم تعیین سطح کتاب
Jun
12,822
39,061
مدال‌ها
25
افلاطون و ارسطو نیز به دشوارنویسیِ هراکلیتوس اشاره می‌کنند و آن را مورد نقد قرار می‌دهند.[۶۴] به‌طور مثال ارسطو می‌گوید مشخص نیست اشارات هراکلیتوس در نوشته‌هایش به گذشته مربوط می‌شود یا به آینده، و بخاطر همین ابهام، تعیین معنای دقیق نوشته‌های او بسیار دشوار است.[۶۵]

برای نمونه او این جمله را از هراکلیتوس نمونه می‌آورد:

«مردم همواره خود را نسبت به لوگوس به بی‌خبری می‌زنند.»[۶۶]

و توضیح می‌دهد که مشخص نیست که «همواره» به چه زمانی اشاره می‌کند؛ و به همین دلیل دارای ابهام است.[۶۷]
 
  • تایید
واکنش‌ها[ی پسندها]: SILENCER
موضوع نویسنده

SHAHDOKHT

سطح
10
 
دستیار معاونت
پرسنل مدیریت
دستیار معاونت
مدیر ارشد
نویسنده افتخاری انجمن
مدرس تیم روزنامه
عضو تیم تعیین سطح کتاب
Jun
12,822
39,061
مدال‌ها
25
هراکلیتوس به سبب اخلاق تند، و شیوهٔ دشوار بیان مطالبش، در یونان باستان مشهور به فیلسوف تاریک[۶۸] یا فیلسوف گریان[۶۹] شد. اما برخی از فیلسوفان همچون لوکرتیوس و هگل انتسابِ لقب تاریک به هراکلیتوس را مورد انتقاد قرار می‌دادند. به‌طور مثال لوکرتیوس معتقد بود که نادانان، هراکلیتوس را تاریک خوانده‌اند، در حالی که او برای دانایانِ یونان تاریک نبوده.[۷۰]
 
  • تایید
واکنش‌ها[ی پسندها]: SILENCER
موضوع نویسنده

SHAHDOKHT

سطح
10
 
دستیار معاونت
پرسنل مدیریت
دستیار معاونت
مدیر ارشد
نویسنده افتخاری انجمن
مدرس تیم روزنامه
عضو تیم تعیین سطح کتاب
Jun
12,822
39,061
مدال‌ها
25
دیل معتقد است که هراکلیتوس از همشهریانش به شکل بیمارگونه‌ای بیزار بود.[۷۱] از او دربارهٔ عموم مردم و همشهریانش نقل شده که:

«فرومایگان بی‌شمارند، آن‌ها که ارزشی دارند، اندک.»[۷۲]

«بیشتر مردم، همچون گله حیوانات، جز سیر کردن شکم اندیشه‌ای ندارند.»[۷۳]

«انسانها فهم و تمیزی از خود نشان نمی‌دهند، خواه پیش از آنکه چیزی به آن‌ها آموخته شود خواه پس از آن، گرچه بیدارند اما توجه به کاری که انجام می‌دهند، ندارند، همان‌گونه که آنچه را در خواب می‌کنند را از یاد می‌برند.».[۷۴]

«بهتر آن است که همهٔ مردان بالغ افه‌سوس خود را به دار آویزند و شهر را برای پسرانی که ریش ندارند خالی بگذارند.»[۷۵]

شاید از مهم‌ترین دلایلِ بیزاریِ هراکلیتوس از همشهریانش، اخراجِ هرمودوروس، دوستِ صمیمی‌اش، از شهر باشد. هرمودوروس حاکمِ شهر افه‌سوس و از هواخواهانِ هخامنشیان بود. زمانی که ایونیه بر حکومتِ ایرانیان شورید، مردم افه‌سوس وی را از حکومت برداشتند و سپس تبعید کردند.[۷۶]
 
  • تایید
واکنش‌ها[ی پسندها]: SILENCER
موضوع نویسنده

SHAHDOKHT

سطح
10
 
دستیار معاونت
پرسنل مدیریت
دستیار معاونت
مدیر ارشد
نویسنده افتخاری انجمن
مدرس تیم روزنامه
عضو تیم تعیین سطح کتاب
Jun
12,822
39,061
مدال‌ها
25
با این وجود هیچ سخنِ صریحی از هراکلیتوس در نقد از فیلسوفانِ میلتوسی دیده نمی‌شود. این مورد را می‌توان این‌گونه تفسیر کرد که وی آنان را متفکرانی داناتر و مترقی‌تر از دیگر متفکران می‌دانسته‌است.[۷۹]

برتراند راسل در کتاب تاریخ فلسفهٔ خود می‌نویسد که هراکلیتوس تنها از یک فرد به نام تئوتاموس به نیکی یاد کرده، و چون در پی دلیل این تحسین بگردیم، می‌بینیم که او گفته‌است: «بیش تر مردم بدند!»[۸۰]
 
  • تایید
واکنش‌ها[ی پسندها]: SILENCER
موضوع نویسنده

SHAHDOKHT

سطح
10
 
دستیار معاونت
پرسنل مدیریت
دستیار معاونت
مدیر ارشد
نویسنده افتخاری انجمن
مدرس تیم روزنامه
عضو تیم تعیین سطح کتاب
Jun
12,822
39,061
مدال‌ها
25
لوگوس در یونانِ باستان به معناهای مختلفی به کار می‌رفته که از آن جمله می‌توان به گزینش، سخن گفتن و شمارش اشاره کرد.[۸۱] کنستانتین بودوریس معتقد است که بایستی میان چهار معنای لوگوس تفاوت قایل شویم:

گفتار
لوگوسِ مشترک و عام روح (به عنوان نوعی ساختار و کیفیت روح)
امر مشترک و عام جامعه انسانی، یعنی دولت و کشور
لوگوس مشترک و عام همه چیزها[۸۲]
در نگاهِ نخست چنین به‌نظر می‌رسد که لوگوس در جملاتی که از هراکلیتوس بازمانده‌است، معنایِ «می‌گوید» می‌دهد، و مفهومِ کلیِ آن این است که: «هراکلیتوس می‌گوید:...» اما داریوش درویشی معتقد است از آن‌جایی که کلمهٔ لوگوس در پاره‌های زیادی به‌کار برده شده، این عقیده در موردِ لوگوس موردِ قبول نیست.[۸۳] گاتری نیز بر آن است که وجودِ لوگوس مستقل از اظهاراتِ هراکلیتوس است؛[۸۴] و همچنین اعتقاد دارد حتی زمانی که هراکلیتوس واژهٔ لوگوس را در مفهومِ خاصِ فلسفهٔ خود به‌کار می‌گیرد، آن را از کاربردهای متعارفش متمایز نمی‌کند.[۸۵]
 
  • تایید
واکنش‌ها[ی پسندها]: SILENCER
موضوع نویسنده

SHAHDOKHT

سطح
10
 
دستیار معاونت
پرسنل مدیریت
دستیار معاونت
مدیر ارشد
نویسنده افتخاری انجمن
مدرس تیم روزنامه
عضو تیم تعیین سطح کتاب
Jun
12,822
39,061
مدال‌ها
25
البته به اعتقادِ درویشی هراکلیتوس کلمهٔ لوگوس را از معنایی که یونانیان باستان منظور می‌کرده‌اند، در معنایی ژرف‌تر و البته به‌صورتِ رمزی-تمثیلی به‌کار برده‌است. وی اظهار می‌کند که با بررسیِ بیشترِ قطعاتِ بازمانده از هراکلیتوس، نمادهایی به‌دست می‌آیند که به‌وضوح به لوگوس اشاره دارند.[۸۶] به‌طورِ مثال او از این پاره‌ها یاد می‌کند:

«دانایی، یک چیز است: شناختنِ خردی که به‌وسیلهٔ آن، همه‌چیز بر همه‌چیز فرمان می‌راند.»[۸۷] «از همهٔ کسانی که سخنان‌شان را شنیده‌ام، هیچ‌ک.س نبود که دریافته باشد حکمت از همه‌چیز جداست.»[۸۸]
 
  • تایید
واکنش‌ها[ی پسندها]: SILENCER
موضوع نویسنده

SHAHDOKHT

سطح
10
 
دستیار معاونت
پرسنل مدیریت
دستیار معاونت
مدیر ارشد
نویسنده افتخاری انجمن
مدرس تیم روزنامه
عضو تیم تعیین سطح کتاب
Jun
12,822
39,061
مدال‌ها
25
درویشی سپس توضیح می‌دهد که با توجه به این‌که از نظر هراکلیتوس، تنها چیزِ ثابت و ایستا در جهان، زمانی که تمامیِ چیزها در حال دگرگونی‌اند، لوگوس است، می‌توان نتیجه گرفت که مرادِ هراکلیتوس از لوگوس، قانون است. وی همچنین اضافه می‌کند که باید توجه داشت، قانونی که هراکلیتوس مد نظر دارد، قانونی نیست که وضع شود، بلکه قانونی است که یافته می‌شود.[۸۹]
 
  • تایید
واکنش‌ها[ی پسندها]: SILENCER
موضوع نویسنده

SHAHDOKHT

سطح
10
 
دستیار معاونت
پرسنل مدیریت
دستیار معاونت
مدیر ارشد
نویسنده افتخاری انجمن
مدرس تیم روزنامه
عضو تیم تعیین سطح کتاب
Jun
12,822
39,061
مدال‌ها
25
از دیدگاهِ گاتری لوگوس امری است که برای همگان مشترک است، و با اندیشه و تفکر انسانی در رابطه می‌باشد.[۹۰] وی آن را «قانونی که جهان را نظم می‌دهد، و قانونی که اذهان انسانی می‌تواند آن را درک کند» معرفی می‌کند.[۹۱] نتیجه‌ای که گاتری، با توجه به پاره‌های بازمانده از هراکلیتوس، در بارهٔ لوگوس می‌گیرد این است که لوگوس یک امر واحد و حقیقتی پاینده است که هم الهی است، و هم عقلی؛ این امر واحد ما را احاطه کرده، و مسبب نظم کیهانی است. به اعتقاد گاتری بلاهتِ انسان‌ها از طریقِ عناصرِ درون‌شان می‌تواند لوگوس را تغییر دهد. چراکه لوگوس، آتش، گرم و خشک است، و رطوبت و سردیِ درونِ ما لوگوس را فاسد می‌کند.[۹۲]
 
  • تایید
واکنش‌ها[ی پسندها]: SILENCER
موضوع نویسنده

SHAHDOKHT

سطح
10
 
دستیار معاونت
پرسنل مدیریت
دستیار معاونت
مدیر ارشد
نویسنده افتخاری انجمن
مدرس تیم روزنامه
عضو تیم تعیین سطح کتاب
Jun
12,822
39,061
مدال‌ها
25
جفری کرک نیز در بارهٔ لوگوس می‌گوید:

«طریق سازمان‌یافته‌ای که همهٔ اشیا بدان طریق کار می‌کنند؛ طرح، قاعده، حتی قانون، خلاصه‌های ممکن‌اند. اعتقادِ من این است که اگر عبارتِ مایهٔ زحمتِ «فرمول‌های اشیا» را ترجمهٔ لوگوس بدانیم با ابهامِ کمتری مواجه خواهیم شد.»[۹۳]

گاتری همچنین معتقد است با آن‌که از دیدگاهِ هراکلیتوس، لوگوس امری همگانی است، اما هراکلیتوس به شکل متناقضی بیان می‌کند که تنها شخصی است توانسته‌است لوگوسِ همگانی را کسب کند، و تقصیرِ واماندن از لوگوس، تنها و تنها متوجه اشخاص است، بدان جهت که گمان می‌کنند همهٔ آنچه می‌بینند، حقیقت است.[۹۴]
 
  • تایید
واکنش‌ها[ی پسندها]: SILENCER
بالا پایین